مقالهای بدون منبع مشخص که به قلم استاد نیک افشان نوشته شده و در لابهلای یادداشتهای ایشان وجود داشته است.
- مرا از آنچه غیر واقعی است به سوی واقعیت رهنمون کن. ( Asato maa sad gamaya )
- مرا از تاریکی بسوی نور هدایت کن. ( Tamaso maa Jyotir gamaya )
- مرا از مرگ و فنا بسوی جاودانگی هدایت کن. ( Mrityor maa amritam gamaya )
- بگذار سلامتی غالب شود. ( Sarveshaam swastir bharatu )
- بگدار صلح و آرامش غالب شود. ( Sarveshaam shantir bhavatu )
- بگذار تمامیت غالب شود. ( Sarveshaam poornam bharatu )
- بگذار فرخندگی غالب شود. ( Sarveshaam mangalam bhavati )
- باشد که کل دنیا و مردمانش راحتی و شاد باشند. ( Lokah samastah Sukine bhavant )
Aum shanti, Shanti, Shanti.
Shanti Path معرف سنکلپای یک رهرو مشتاق است که به دنبال بهتر کردن کیفیت زندگی است. هر فراز این “شانتی پات” یک سنکلپا است، یک آرزو، یک تأییدیه (جمله تاکیدی) و یک هدف است که باید در طول زندگی بدست آید.
هدف از این جملات تاکیدی یا سنکلپاها چیست؟
فقط بهوجود آوردن خلقوخو و احساساتی است که آرامش بیشتری داشته، رضایتمند (content) و شاد باشند؟ یا فقط برای اینکه با خواندن این فرازهای زیبا و درک معانی آن رضایت عقلایی کسب کنند؟ خیر، اینها هدف و سنکلپا، تغییر کیفیت و نمود (نمایشی بیرونی و بیان) ذهن است. اگر یک جمله تاکیدی نتواند کیفیت و رفتار ذهن را تغییر دهد، آنوقت دیگر سنکلپا نیست، بلکه فقط یک آرزو یا یک فکر است که نمیتواند در زندگی برآورده شود.
سنکلپاها، انرژی متراکم و متمرکز ذهن هستند. این قدرت روانی، نیرو یا انرژی میبایست مهار شده و کانالیزه شوند (جهت داده شوند)، که این کار دشواری است، چون زندگی، بروز و نمایشی ذهن است. این ذهن است که هر کنش و واکنش، ایده و فکر، خواستهها و انتظارات را در زندگی هدایت میکند. ذهن هم عامل انگیزشی است و هم عامل دلسردکننده و بازدارنده.
“Mana hi devatā, mana hi iṣhvara, mana se barna nā koye”
ذهن خدا است. ذهن ایشوارا است، حامل فناناپذیر. چیزی بزرگتر از ذهن نیست.
از زمان بیکهَن (باستان) مردم در نهاد و ماهیت ذهن تأمل و تحقیق میکردند و تلاش میکردند که آن را بفهمند و بشناسند. نتایج زیادی شد؛ اما هنگامیکه بر اساس تجربیات ذهنی خردمی بودند، هر استنتاجی یک فکر جدید میآورد اما لزوماً تصویر کاملی از طبیعت اصلی و رفتار ذهن فراهم نمیآورد.
منبع اصلی ذهن — Source of Mind
برای شناخت ذهن باید منبع و منشأ آن را بشناسیم. منشأ ذهن در بعد فرا حسی همان آگاهی است.
در بعد ماورایی و کیهانی، دو نیرو یا دو اختیار توأمان وجود دارد:
- آگاهی (Consciousness) و انرژی.
این دو در کاملترین حالت تعادل و هارمونی با یکدیگر وجود دارند.
اینها مانند یک موجودیت، یک تجربه و یک تجلی در بعد کیهانی در هم انجام شدهاند؛ با اینحال آنها دو احتمال دارند. یک موجودیت، یک ادراک شامل آگاهی و انرژی؛ دو عاملی که درک ذهنی و تجربیات حسی دنیای حاکی را فراهم میآورد.
کل خلقت و حیات (هستی)، نمایشی از تعامل آگاهی و انرژی است. در هستی، انرژی آگاهی بهصورت پرانا و آگاهی به صورت ذهن تجلی پیدا میکند. آگاهی، مطلقاً خالص، بیعیب و نقص و در کمال تعادل و هماهنگی است. هنگامیکه در بعد کیهانی، تقابل و تعاملی بین آگاهی و انرژی صورت میگیرد، زندگی و حیات سر بر میآورد؛ بنابراین هر نوع حیاتی توسط پرانا و ذهن اداره و هدایت میشود. یک باکتری، یک حشره، یک درخت، پرانا و ذهن دارند. بدن انسان نیز توسط پرانا و ذهن اداره و هدایت میشود؛ بنابراین شناخت کران یا هشیاری کیهانی را آگاهی و هشیاری مرزی یا هشیاری موجود (موجودات) را ذهن (mind) میدانیم و مینامیم.
ذهن: مشتقی از آگاهی — Mind: a derivative of consciousness
آنچه که در زندگیتان تجربه میکنید، ذهن است. این موضوع را با مثال زدن از یک درخت بهتر درک میکنیم. درخت یک تنه دارد که بدن درخت است و آن را سرپا نگه میدارد. از این تنه شاخههای متعددی جدا میشوند که آنها هم بخشی از تنه درخت هستند و از همان مواد ساخته شدهاند ولی عملکردشان متفاوت است. به همین ترتیب ذهن هم از همان چیزی تشکیل شده که آگاهی است؛ دلِ خودش آگاهی نیست بلکه مشتق شده از آگاهی است. ذهن یک نمود، بروز و شاخهای از آگاهی است که توسط کانالهای جریانات حسی هدایت میشود.
در مکتب سامکیها، در تئوری خلقت، ذهن را بهعنوان بخش کاملکننده (جداییناپذیر) خلقت در نظر میگیرند. پروان سامکیها میگویند اولین موجود در هستی ابدی برهمن است. این موجود یا این ماهیت برهمن در درون خود دو نیروی انرژی و آگاهی را گنجانده است. در سنت روحی (معنوی–روحانی) هند همین را بهعنوان دوگانه کیهانی میشناسند.
– داستان جنگ بین خدایان و شیطانچهها (اجنه)، برنده شدن خدایان و مغلوب شدن خیل انبوه اجنه و رجزخوانی و خودستایی خدایان.
– ظهور Supreme Spirit به صورت Yaksha (روح) در مقابل خدایان (Yaksha به معنای روح است و به فرم و قالب اگری برهمن اطلاق میشود.)
– کنجکاوی خدایان برای شناختن این موجود اتری.
– به ترتیب خدای آتش Jatareda، خدای آب Varuna و خدای باد Vayu به دیدار Dekesha رفتند تا قدرتشان را بر رخ او بکشند و نتوانستند اندکی پوشال هم از بین ببرند.
– در نهایت شاه خدایان Indra که پادشاه ذهن هم بود روانه شد تا به هویت این روح پی ببرد.
– وقتی ایندرا به ملاقات روح رفت، او غیب شد و به جای آن Goddessima ظاهر شد.
– ایندرا که برگشته بود از الهه اوما پرسید که این روح کجا رفت؟
– الهه اوما آن راز را برای ایندرا فاش کرد: آن روح برهمن یا روی کیهانی بوده و حقیقت برتر هر خدایی (عضر) یا هر ذره غباری در خلقت، تراوشی است از قدرت و درخشندگی او.
در سطح برهن، انرژی و آگاهی در هماهنگی و یکپارچگی مطلق هستند و با این وجود، وقتی بواسطه پالسهای تکانههای غیرقابل تشخیص در بعد انرژی و آگاهی، حیات سر برآورد، نیروی هر دوی این کاتالیزورها را میگیرد تا خلق کند (خلقت روح دهد) و خودش را تثبیت کند. بدن تبدیل به ماده میشود تا پرانا (جزء آشکار شاکتی) آن را اداره کند. هر چیز قابل رویت به صورت شکل (فرم)، ماده یا بدن، توسط سالتی به صورت پرانا اداره شده، هدایت شده و کنترل میشده است. بدن، ماده، نیروی ظریف درهفته (Sublite)ای وجود دارد که مسئول سیر تکاملی و تجربه کردن حقیقت ذات و روح الهی بشر و اتحاد آن با کیهان است. این نیروی نهفته ظریف، آگاهی است (طبیعت) که در این زندگی (خالی) به صورت ذهن تجربه میشود.